آقای بی صدا

متن مرتبط با « از تکبیر» در سایت آقای بی صدا نوشته شده است

سگ قاسم خان

  • نیلوبلاگ

    میگویند : روزی سگی داشت توی چمن علف میخورد . سگ دیگری از کنار چمن گذشت . چون این منظره را دید ایستاد. آخر ندیده بود سگ علف بخورد.ایستاد و با تعجب گفت : " اوی ! تو کی هستی ؟ چرا علف میخوری ؟ "xa0سگی که ع...

    ادامه مطلب
  • فقير

  • نیلوبلاگ

    فقيري را شنیدم که در آتش فاقه میسوخت و رقعه بر خرقه همی دوخت و تسکین خاطر مسکین را همی گفت:به نان خشک، قناعت کنیم و جامه ی دلقکه بار محنت خود٬ به که بار منّت خلقکسی گفتش: چه نشینی که فلان٬ در این شهر طبعی کریم دارد و کرمی عمیم؟ میان به خدمت آزادگان بسته و بر دَر دلها نشسته.xa0اگر بر صورت حال تو چنانکه هست وقوف یابد٬ پاس خاطر عزیزان داشتن منّت دارد و غنیمتxa0شمرد.xa0گفت: خاموش٬ که در پسی مردن٬ به که حاجت پیش کسی بردنهم رقعه دوختن به و الزام کنج صبرکز بهر جامه رقعه بر خواجگان نبشتحقّا که با عقوبت ...

    ادامه مطلب
  • پر

  • نیلوبلاگ

    چون نیک نگه‌کرد و پر خويش بر او ديدگفتا ز که ناليم که از ماست که بر ماست...

    ادامه مطلب
  • دل

  • نیلوبلاگ

    بگرد دنبال یک دل بزرگ! تا برای ورودبه آن مجبورنباشی خودت را کوچک کنی......

    ادامه مطلب
  • don't let me go- al

  • نیلوبلاگ

    Love that once hung on the wall Used to mean something, but now it means nothing The echoes are gone in the hall But I still remember, the pain of december Oh, there isn't one thing left you could say I'm sorry it's too late [Chorus] I'm breaking free from these memories Gotta let it go, just let ...

    ادامه مطلب
  • کی بهتر از تو؟

  • نیلوبلاگ

    کی بهتر از تو که بهترینی... تو ماه زیبای روی زمینی تو قلب من باش تا که بفهمی... چه دلبرانه به دل می شینی حتی بدی هات بخشیدنی بود... شرم تو چشمات بوسیدنی بود همه حواست جا مونده پیشم...من به کم از تو راضی نمیشم تو جای من باش تا باورت شه ... دیوونه ی عشق تو هستی یا من؟ تو چشم من باش تا که ببینی ...که چشمای تو چه کرده با من بدرقه کردم تنهایی هامو...کسی شنیده شاید دعامو کجا منو این روی ماه تو؟ کجا لبای بوسه خواه تو؟ کی بهتر از تو که بهترینی...تو ماه زیبای روزی زمینی تو قلب من باش تا که بفهمی... چه دل...

    ادامه مطلب
  • زندگی

  • نیلوبلاگ

    زندگی قصه تلخیست که از آغازش u200du200du200dــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ بس که آزرده شدم چشم به پایان دارمxa0 ...

    ادامه مطلب
  • don't let me go- al

  • نیلوبلاگ

    Love that once hung on the wallUsed to mean something, but now it means nothingThe echoes are gone in the hallBut I still remember, the pain of decemberOh, there isn't one thing left you could sayI'm sorry it's too late[Chorus]I'm breaking free from these memoriesGotta let it go, just let it goI've said goodbyeSet it all on fireGotta let it go, just let it go[Chad Kroeger]You came back to find I was goneAnd that place is empty, like the hole that was left in meLike we were nothing at allIt's not...

    ادامه مطلب
  • دو رو

  • نیلوبلاگ

    من امروز یک ادم دو روی واقعی رو دیدم و اون ادم رو شناختم خودم نیستم یکی هست که 15 ساله رییسم بود و بهش احساس ارادت می کردم من حتما در حق یکی نامردی کردم که اینطوری در حقم نامردی کرده دارم می سوزم...

    ادامه مطلب
  • هنوز داغم... نمی فهمم

  • نیلوبلاگ

    تو رفتی اما من، واسم مهم نیست! شاید درگیرِ احساسِ غرورم تهِ قصه، همیشه خوب میشه...xa0 ولی، من از تمامِ قصه، دورم تو رفتی، اما من ساکت نشستم، اصلا انگار نه انگار اتفاقی داره رخ میده تو زندگی من ...که از من نمیزاره چیزی باقی هنوز داغم نمی فهمم! چه چیزی به سرم اومد چه اشکهایی که بعد از تو... از این چشم ترم اومد! تو رفتی، اما من باور نکردم... که یه حادثه در حال وقوعه تب داغ نبودنت عزیزم، مث ویروسه در حال شیوعه تو رفتی اما من وقتی می فهمم... که دیگه واسه جبران خیلی دیره او این روزای سخته بی تو بودن ....

    ادامه مطلب
  • گذر

  • نیلوبلاگ

    این نیز بگذرد...

    ادامه مطلب
  • یه روزی میاد- شاعر: روزبه بمانی

  • نیلوبلاگ

    یه روزی میاد... که دیگه دلت برام نریزه که یادت نیاد تولدِ من، چنده پاییزه هر کدوم از ما، کنار یکی دیگه خوشبخته چیزی که امروز، باورش واسه هر دومون سخته یه روزی میاد، سالی یه بار هم، یاد هم نیایم از گذشته مون، جز فراموشی هیچ چیزی نخوایم از تو فکر ما، خاطرات ما میتونه رد شه بدون اینکه حتی یه لحظه حالمون بد شه فکر نکردن به خاطراتمون رو بلد میشیم می بینیم همو، از کنار هم ساده رد میشیم انگار نه انگار، به من می گفتی: "بی تو نابودم..." انگار نه انگار، یه روزگاری "عاشقت" بودم! می بینیم همو اونم یه جا که ...

    ادامه مطلب
  • ff

  • عصبانی

  • نیلوبلاگ

    عصبانی هستم همه ی موهام سفید شد نه نمی خواستم لذت ببری مریض...

    ادامه مطلب